|
دوشنبه ٢ آذر ۱۳۸۸ آگهی همشهری و شایعه توقیف روزنامه
به گزار ش سایت خبری ایلنا ، جهان و عصر ایران ، روزنامه همشهری به خاطر درج آگهی گردشگری سفر به هند با عکس معبد بهائیان در صفحه اول شماره 4992 خود بنابر اعلام هیات نظارت بر مطبوعات به مدت یک هفته توقیف شد. به گزارش ایلنا، مدیرمسوول روزنامه همشهری در تلاش است تا حکم یاد شده را به آخر هفته انتقال دهد.ناگفته نماند که سازمان آگهی های روزنامه همشهری در راستای برنامه های خصوصی سازی شهرداری تهران در زمان مدیریت حسین انتظامی به شرکت خصوصی واگذار شد و از آن زمان تاکنون دوبار در نشر آگهی های همشهری سهوا " اشکالاتی رخ داده است که بار اول به خاطر حضور سردبیر روزنامه همشهری در هیات نظارت مطبوعات تذکر شفاهی گرفت. به رغم بروز اشتباه در چاپ عکس معبد لوتوس در صفحه اول روزنامه باید گفت توقیف یک هفته ای روزنامه همشهری می تواند از نظر اقتصادی خسارت هنگفتی را به درآمدهای این روزنامه وارد کند ، هنوز بعداز گذشت هفت سال از اولین نوبت توقیف روزنامه همشهری به دستور سعید مرتضوی ، خسارت های اقتصادی وارده برآن ملموس است .در بهمن ماه سال 81 نیزبه خاطر عدم درج جوابیه "خانه کارگر" در روزنامه همشهری در زمان مدیریت محمد عطریانفر ، میلیون ها تومان به روزنامه همشهری خسارت وارد شد تا اینکه با پیگیری مجدانه مسئولان روزنامه و درج جوابیه "خانه کارگر"در روزنامه ایران با هزینه همشهری این روزنامه رفع توقیف شد. تکمله خبر: دکتر علی اصغر محکی مدیر مسئول روزنامه همشهری در پاسخی کوتاه به مهر در این زمینه گفت: شایعات منتشر شده توسط برخی رسانه های رسمی و مجازی مبنی بر توقیف موقت یا جلوگیری از انتشار همشهری به هیچ وجه صحت ندارد.وی با تاکید بر اینکه "همشهری همچنان میهمان مخاطبان فرهیخته خود خواهد بود" افزود: این گونه مطالب منتشره که فاقد پایه و اساس است ، آرامش فضای سیاسی و اجتماعی و اعتماد عمومی به دستگاههای نظارتی کشور را مخدوش می کند. ¤ نوشته شده در ساعت ۱:٥۱ ب.ظ توسط هوشنگ صدفی ![]() دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧ روزنامه نگاران سخت پوست !
علی مزروعی ، رئیس هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران ، طی یادداشتی در سایت رسمی انجمن از "روزگار سخت روزنامه نگاران" سخن به میان آورده است . در ادامه متن نیز تاکید کرده که روزنامه نگاران باید با همدلی در نهاد صنفی بتوانند این روزگار سخت را سپری کنند. طبیعی است بدون همیاری روزنامه نگاران صنفینگر، نمیتوان بر مشکلات موجود فائق شد اما نباید فراموش کرد که تمامی این عوامل به تنهایی کافی نیست چرا که بدون وجود روزنامه نگاران سخت پوست ! نمی توان بر این مشکلات نیز غلبه کرد. به اعتقاد نگارنده شرایط سخت فعلی روزنامه نگاران بخشی به نا آشنایی آنان از قانون کار ،مطبوعات و عدم اعتماد به نهاد های صنفی مطبوعاتی برمی گردد علاوه برآن مدیران مطبوعاتی نیز به رغم مشروعیت بخشی به نهاد های صنفی مطبوعاتی، در منازعات خود با روزنامه نگاران ، جایگاه آنها را جدی نمی گیرند این موضوع تنها به مطبوعات جبهه راست ختم نمی شود بلکه بخش اعظم این چالش ها اخیرا در حوزه مطبوعات چپ دیده می شود ، شاید یک دلیل آن کم توجهی انجمن در حوزه های صنفی بوده تا سیاسی. تجربه یک سال و اندی حضوردر کمیته حل اختلاف انجمن صنفی نشان می دهداگر صبوری و مقاومت برای دست یابی به حقوق از دست رفته برخی از روزنامه نگاران نبود ، شاید برخی از آنان به حقوق از دست رفته خود دست پیدا نمی کردند. بنابراین صنفی بودن و همراهی با انجمن صنفی شاید یک رویه مناسب برای گذر از این دوران سخت باشد اما به تنهایی کافی نیست. یک روزنامه نگار قبل از هرچیزی بهتر است در زمینه قانون کار ، بیمه و سایرانتظارات قانونی خود از شغل روزنامه نگاری اطلاعات نسبی کسب کند اما متاسفانه نه تنها برخی از روزنامه نگاران به این موضوعات بی تفاوتند بلکه در اغلب موارد نیز پیگیر حقوق خود نیستند ، به همین خاطر هر کسی که یک بار به مجموعه کمیته حل اختلاف وصل می شود تا پایان کار باید کار او را دنبال کرد تا در طول مراجعه به مراجع قانونی خسته نشود و یا موضوع را رها نکند ، تجربه ثابت کرده که روزنامه نگارانی که منبع درآمد دیگری ندارند بیش از سایر همکاران دنبال کسب حق وحقوق خود هستند و کمتر هم خسته می شوند گویا در زندگی روزمره تجربه این نوع چالش ها را داشته اند. دربسیاری موارد روزنامه نگاران ،برای کسب حق خود صرفا به وبلاگ نویسی و اعتراض در مجامع فضای مجازی دست می زنند در حالی که بهترین گزینه در این مورد اتخاذ رفتار دارکوبی ! است ، به عبارتی یک نقطه کوچک را انتخاب کرده وبا نوک های پی در پی به آن سخت ترین موانع را بشکافیم ، این تجربه در بیشتر موارد جواب مثبت داده است. ناگفته نماند که برخی از روزنامه نگاران ایرانی به دلایلی چون درآمدهای بالا، منزلت اجتماعی ، مقبولیت فرهنگی و قس علیهذا وارد حوزه های مطبوعاتی شده اند که اینک با سونامی ضد روزنامه نگاری موجود در پیکره جامعه ، کم کم نا روزنامه نگاران ناتوان و زود رنج به حاشیه رانده می شوند. به باور نگارنده اگر روزنامه نگاری نتواند شرایط سخت فعلی جامعه را تحمل کند بهتر است شغل دیگری دست و پا کند ، هر چند که مشاغل دیگر نیز این سختی و سخت کوشی ها را دارد با این حال فکر نکنم کسی از شغل خود راضی باشد. برخورد روزانه ما با افراد مختلف در مشاغل و اقشار متفاوت این مهم را به خوبی نشان می دهد.از یاد نبریم که در طول تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران به ویژه 170 سال عمر روزنامه نگاری ایرانی ، چه زمانی روزنامه نگاران ایرانی روزگار خوشی داشته اند که حالا قرار است داشته باشند، هرچند که در دوره های پیشین تاریخ مطبوعات ، گاهی این سختی ها با تبعید و مرگ روزنامه نگاران رقم خورده است ،به هرحال باید پذیرفت که روزنامه نگاران باید تحمل سال های سخت را هم داشته باشند و به عبارتی سخت پوست باشند تا نرم تن. کافی است اخبار ماهانه رسانه ها را در بولتن خبری انجمن صنفی مرور کنید چند تا از روزنامه نگاران ایرانی در شرایط سخت جان خود را از دست داده اند ویا چند تا از روزنامه نگاران کارهای سخت و زیان آور انجام می دهند آن هم در شرایط فعلی اینترنت . مگر رانندگان تاکسی در تهران کارشان سخت وزیان آور نیست ویا کارگری و کارمندی در ادارات دولتی سخت وزیان آور نیست ؟!درست است که بیان حقیقت برای مخاطبان واقعی جامعه کار دشواری است ، طبیعی است که در چنین وضعیتی دست اندرکاران زر و زور و تزویر جامعه نیز رفتاراین دسته از روزنامه نگاران را بر نمی تابند .خوب روزنامه نگار مسئول ، شیوه کارش همین است و از این سختی ها نیز خمی به ابرو نمی آورد و چه بسا که این سختی ها او را آبدیده می کند، ناگفته نماند که خیلی از همین جنس روزنامه نگاران نیز در کسوت کارکنان روابط عمومی به شغل شریف سفید نمایی سازمان خود می پردازند و نان از کد یمین و عرق جبین خویش می خورند! اما با این حال باید به فکر این باشیم که منبعد روزنامه نگاران سخت پوست تربیت کنیم ، وگرنه اگرقرار باشد که با هرسختی روزنامه نگاران ایرانی از بار مسئولیت شانه خالی کنند و رهسپار فرنگ شوند دیگر روزنامه نگارحرفه ای و مردمی نخواهیم داشت. بگذریم که بخش زیادی از همین روزنامه نگاران سفر کرده ایرانی نیزدر حسرت روزهای قبلی خود در ایران هستند. این نکته را من نمی گویم بلکه دوستان ریش سفید عرصه مطبوعاتی می گویند. بنابراین به باور نگارنده ، روزنامه نگاری یعنی انتخاب زندگی برای شرایط سخت و چه لذتی بالاتر که برای همین مردم در شرایط سخت و سخت تر بنویسیم ، قرار نیست که شرایط را دیگران برای روزنامه نگاران عوض کنند ما روزنامه نگاران باید بر این شرایط سخت تاثیر بگذاریم .گاهی در مواجهه با اقشار جامعه اغلب با این پرسش مواجه می شویم که آینده چه خواهد شد؟ و طبیعی است که ما به عنوان روزنامه نگار وظیفه داریم که به آنها امید به آینده را تزریق کنیم حال اگر خود در چنین شرایطی قافیه را ببازیم وای برما. پس انتظار روزنامه نگاران از انجمن صنفی این است که درشرایط فعلی فترت روزنامه نگاری با برگزاری همایش ها و کارگاه های آموزشی ، روزنامه نگاران کم حوصله و نرم تن، را به روزنامه نگاران سخت پوست مبدل کنند . به عبارت دیگر ،یکی مرد جنگی به از ده هزار! البته در اینجا منظورم از جنگ ،یعنی نبرد با بیدانشی و کم تحملی مدیران و رفتن به سراغ حق با سلاح قانون و صبر است ، مگر نه این که خداوند با صابرین است.( منبع :انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران) ¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٤۱ ق.ظ توسط هوشنگ صدفی![]() یکشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٧ روزنامه نگاران مقصرند !
"قبول دارم که روزنامه نگاری مخصوصاً در ایران باید با عشق انجام شود وگرنه در این شرایط هیچ مجنونی این کار را ادامه نمی دهد. اما شما هم قبول کنید که شرایط کار روزنامه نگاری در ایران خیلی دور از معیارهای حرفه ای و جهانی است و به روزنامه نگاران از همه جهت ظلم می شود. می دانم که خودشان هم مقصرند "! هفته قبل در باره یادداشت، آقای محمد علی توحید از دوستان گرانقدرم ،در سایت انجمن صنفی روزنامه نگاران ، مطلبی نوشتم که بازتاب هایی از این دست را دربین دوستان روزنامه نگار در پی داشت ، قصد ندارم که به رد یا قبول این بازخورد ها بپردازم اما با توجه به مطلب فوق ،که از جنس همان بازخورد ها ست ، به موضوع از زاویه ای دیگر بپردازیم . مگر نه این است که هر شاغل با انگیزه ای برای رسیدن به آرزوهای خود باید آبدیده شود ویکی از روش های آبدیده شدن ،همین کار کردن در فضای غیر حرفه ای است و البته حرفه ای بودن به تمایلات سیاسی و فکری ارتباطی ندارد چرا که برخی از مدیران درهردو طیف فکری روزنامه نگاری ایران نشان داده اند که اگر در سایر موضوعات سیاسی و اقتصادی در طول این سال ها با هم اختلاف نظر دارند ، خوشبختانه در برخورد با روزنامه نگاران و به عبارتی "کارگران فکور" از هر جنس و طیف فکری اتفاق نظر دارند. بگذریم که در هنگامه کارزار تبلیغاتی انتخابات ، اغلب به خاطر نیاز به لشگر تبلیغاتی حرفه ای مجبورند که برخی اصول حرفه ای را در ظاهر رعایت کنند اما وقتی آب ها از آسیاب می افتد دوباره با همان شکل و شمایل ظاهر می شوند . سال قبل بعداز تعطیلی موقت روزنامه کارگزاران ، برای مدتی در یک نشریه محلی وابسته به یکی از نمایندگان مجلس مشغول به کار شدم ، در همان روزهای آغازین قرار شد که ماهیانه در قبال به چاپ سپردن 4 شماره نشریه در ماه دستمزدی بگیرم ، در ماه اول اوضاع خوب پیش رفت اما وقتی زمان دریافت حق الزحمه پیش آمد نماینده مجلس تا مدتی ناپدید شد ، امابالاخره با پیگیری بنده در یک گفتگوی غیر حضوری عنوان کرد که قرار نبوده که دستمزدی دریافت کنم و درقبال این خدمات می تواند مرا به یکی از روزنامه ها برای کار معرفی کند که البته با عزت نفس آب پاکی روی دستش ریختم و گفتم به رغم نیاز به معاش ، به این گونه خدمات نیازی ندارم . ضمنا یاد آور شدم که کار در نشریه وی صرفا یک نوع حرفه بوده وایشان نیز باید در قبال خدمات بنده دستمزدی بپردازد هم چو سایر مشاغل دیگر . به عبارتی بنده نه موکل ایشان بودم و نه رعیت پروپا قرص. با این حال وی برخلاف ظاهر و ادعا تلاش کرد تا به نوعی از زیر بار پرداخت حق الناس شانه خالی کند اما با صراحت گفتم : یا پرداخت محترمانه حق و حقوق ویا مراجعه قانونی وحرفه ای به مراجع ذی صلاح. القصه این گونه شد و به خاطر 450 هزار تومان ناقابل عریضه به اداره کار بردم و در نهایت پس از 4 ماه و اندی حکم دریافت حقوق را گرفتم ، طی پیامی از جنس دیگر اعلام کرد که در صورت عذرخواهی می توانم طلبم را وصول کنم . پیام بنده نیزاین بود یا پرداخت حق قانونی ویا توقیف اموال با حکم قضایی ! یک هفته بعد حقم وصول شد آن هم با احترام . آن پول ها را به یادگار کنار گذاشته ام تا هر موقع به آن نگاه می کنم یادم باشد که روزنامه نگارم . یادمان باشد که از ماست که برماست وگرنه دوست روزنامه نگارم "امیر فرض الهی " نیز وقتی حکم قضایی توقیف اتومبیل یکی از مسئولان دولتی را به کلانتری برده بود رئیس کلانتری از اجرای حکم یکه خورده بود و البته چه ذوقی کرد وقتی حقش را از حساب آن کارفرمای توانا به حکم قانون ستاند. پس بیراه نیست که بگوییم این روزنامه نگاران هستند که با تنبلی ، زود رنجی و کم حوصلگی از عهده دریافت حقوقشان برنمی آیند آن وقت داعیه حقوق دیگران را دارند! راستی از خود، به عنوان یک روزنامه نگار پرسیده ایم که در پی چه هستیم؟ نام یا نان و یا هردو ! ¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:٤۱ ب.ظ توسط هوشنگ صدفی ![]() سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۸٧ روزنامه نگاران عاشق ، روزنامه نگاران کاسب
محمدعلی توحید از" روزنامه نگاران همشهری" و از دوستان گرانقدرم طی مطلبی در سایت "انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران" به رابطه معکوس هوش و نخبه گرایی در روزنامه نگاران ایرانی پرداخته است که از منظری قابل نقد و بررسی است . وی در این مطلب با اشاره به تعطیلی روزنامه ها به ارزیابی وضعیت معاش آنان پرداخته است . وی در ادامه می نویسد :" ادامه تعطیلی روزنامه ها و برخی نشریه ها فضای کسب وکار روزنامه نگاران ایران را تخریب و تحدید می کند.روزنامهنگاران بدون شک در کاست اجتماعی ایران از نخبه ترین افراد جامعه هستند، ولی باهوشترین افراد ایرانی در این طبقه و قشر حضور ندارند. افراد باهوش به سوی مشاغلی میروند که یا منزلت بالای اجتماعی برای آنان ارمغان بیاورد و یا با درآمد بالا امکان یک زندگی مرفه را تامین کند.شغلی که مشخص نیست چه آیندهای دارد و شاغل در آن امنیت و آینده شغلی ندارد بدون شک هیچ فردی را که از حداقل توان ارزیابی ذهنی برخوردار باشد ،به خود جلب نمی کند.بدون شک حملات لفظی به شغل روزنامه نگاری و محدودیتهایی که در این زمینه اعمال میشود، به همراه تعطیلی پیاپی مطبوعات جاذبه این شغل را کاسته است." ...روزنامه نگاری به باور من و سایر عاشقان این حوزه کسب و کار نیست عشق ورزی با خداست . روزنامه نگاری که براساس وظیفه و مسئولیت اخلاقی،دینی وحرفه ای حاضر است برای دست یابی به حقیقت ، پیه هر خطری را به تن بمالد نه آدم با هوشی است و نه نخبه ، بلکه انسان عاشقی است که بر اساس ضرورت عشق ورزی انجام وظیفه می کند ، این مفهوم را کسانی درک می کنند که یک بار عاشق شده باشند هر چند که روزنامه نگاران همیشه عاشقند وگرنه تاکنون به کسب و کار دیگری می پرداختند!چند سال پیش به همراه عباس اسدی، دوست روزنامه نگارم بعداز کار شبانه روزنامه نگاری در همشهری به خانه برمی گشتیم ، پاسی از شب گذشته بود ، در کناره پارک ملت جند مامور بزهکاری را با شدت می نواختند ، مردم نظاره گر این منظره بودند شاید هم در میان آن افراد ،نخبگان و افراد با هوشی هم بودند اما هیچ کس تلاشی برای رهاندن آن متهم از ماموران نکرد ، با دیدن منظره ،نمی دانم چه شد که به سوی ماموران رفتیم و متهم را از معرکه بیرون کشیدیم ، ماموران بهت زده به من، متهم و اسدی نگاه می کردند ، در آن هنگامه کارزار ، حقوق شهروندی و وظیفه ماموران در قبال متهمان را به آنان گوشزد کردیم و البته کارساز شد ، اگر آدم نخبه ای بودیم شاید از این نمد کلاهی برای خود می دوختیم و باز اگر آدم با هوشی بودیم از معرکه پر خطر آن جا دور می شدیم اما من واسدی روزنامه نگار بودیم و عاشق .البته می پذیرم که روزنامه نگاران کاسب خیلی پیشتر برای خود نمدی دوخنتد و رفتند، مگر نه این بود که آن استاد روزنامه نگاری ، روزنامه نگاری را رها کرد و در کسوت بساز و بفروش ها، آجر روی آجر گذاشت ؤ یا آن روزنامه نگاری که روزهای مانده به عید را به حساب وکتاب غیر نقدی خود از روزنامه ها می پردازد!اماروزنامه نگاری را می شناسم که به خاطر عقیده و آرمان هایش حاضر شد که در روزنامه حزبی کارکند و از نعمت های پر تیراژ ترین روزنامه کشور دور بماند هرچند که این روزها روزگار سختی را سپری می کند و یا روزنامه نگاری که حاضر نشد به خاطر توهین رواداشته به او پول مانده اش را از روزنامه ای بستاند و یا آن روزنامه نگار با مرامی که با شنیدن تغییر مدیریت در همشهری، استعفا نامه اش را با آژانس به دفتر روزنامه فرستاد !بگذار بازاز روزنامه نگاری یاد کنم که به خاطر نگاه غیر حرفه ای شورای سردبیری به موضوع تخصصی او از روزنامه آزاد منشی با غرور بیرون زد اما نپذیرفت که روزنامه نگارکاسب یا نخبه بی مرامی باشد و یا آن روزنامه نگاری که حاضر شد در هنگامه کار و معاش از خبرگزاری ...بیرون بزند چون مخالف منش و روش آنان در حوزه سیاسی بود ،مطمئنا اگرآدم باهوشی بود می ماند و مزد و عیدی دو ماهه اش را می گرفت اما روزنامه نگار کاسبی نبود ویا آن روزنامه نگار...از این دست روزنامه نگاران زیاد داریم اما نام و نشانی از انها نداریم و یا کمتر در بین جامعه مطبوعاتی مطرح شده اند هرچند که آدم های باهوشی و نخبه ای هستند ولی متاسفانه عاشقند ؟!یک بار در مدرسه راهنمایی مفید برای دانش آموزان ،کلاس فوق برنامه روزنامه نگاری گذاشته بودم از بین 300 و اندی دانش آموز، قریب 180 نفر ثبت نام کردند ، جالب بود همه دوست داشتند که روزنامه نگار شوند چون این شغل ارتباط تنگاتنگی با مردم و جامعه داشت ،با این که یکی از دانش آموزان عقیده داشت روزنامه نگاری شغل خطرناکی است چون پدر بزرگش به خاطر همین شغل سالها در زندان بوده اما باز بچه ها دست از روزنامه نگاری نکشیدند در حالی که دانش آموزان مدرسه مفید از نظر هوشی بین دانش آموزان تهرانی شهره اند. راستی چه انگیزه ای باعث شده بود که آنان به روزنامه نگاری علاقمند شوند؟شاید همان انگیزه ای که من و شما را به این راه کشانده ، شاید بتواند در آینده دلیل محکمی شود تا آنان هم روزنامه نگار شوند .مطمئن هستم آنان از نظر هوشی درجه بالاتری دارند هرچند که روزنامه نگاری در شرایط فعلی امنیت شغلی مناسبی ندارد ، خدا را چه دیدی شاید تا آن موقع نه روزنامه ای بسته شود و نه روزنامه نگاری بیکار شود و چه بسا که افراد با هوش و نخبه جامعه هم درآمدزایی را رها کنند وبه روزنامه نگاری و روزنامه ها بپیوندند.به امید آن روزهای خوش دست یافتنی.¤ نوشته شده در ساعت ۱٠:٤٩ ب.ظ توسط هوشنگ صدفی![]() شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٧ حق طلبی ، از جنس روزنامه نگاری !
روزهای اول سخت بود که به عنوان وکیل سیار روزنامه نگاران خود را با خواسته های روزنامه نگاران اخراجی ، بیکار و مستعفی همسان کنم. اما تجربه های آغازین دادگاه های کار آنان نشان داد که اغلب روزنامه نگاران اطلاعات اندکی درباره حقوق کار و بیمه تامین اجتماعی دارند ، هرجند که مشاوره به روزنامه نگاران بیکار و اخراجی وقت بیشتری را از من می گرفت اما وظیفه روزنامه نگاری ایجاب می کرد تجربه های کسب شده از دوره اخراج روزنامه همشهری رابه رایگان در اختیار روزنامه نگاران نیازمند قرار دهم ، ناگفته نماند که در این عرصه تنها نیستم بلکه آقایان مختاباد و توکلی نیز برای احقاق حقوق روزنامه نگاران در طول این ماه ها تلاش می کنند. به رغم سختی ها و اوقات تلف شده در هزارتوی هیات های تشخیص و حل اختلاف ادارات کار تهران و شهرستانها، وقتی کار روزنامه نگاران به سرانجام می رسد خستگی دویدن ها و حرص و جوش خوردن ها ازتنم خارج می شود. برایم فرقی نمی کند که روزنامه نگاران ، به چه طیف فکری وابسته اند و یا چقدر به کارم ارزش قایل می شوند ، مهم این است که دست نیازمند روزنامه نگاری را بگیرم . این روزها روزنامه نگاران روزهای سختی را در روزنامه ها سپری می کنند ، چرا که بخش زیادی از روزنامه نگاران با حداقل حقوق کارگری در مطبوعات کار می کنند و برخی از مدیران مطبوعاتی اصلاح طلب و اصول گرا نیزبه هر بهانه ای آنها را از کار بیکار می کنند و یا در شرایطی قرار می دهند که استعفا دهند ، با این وجود خوشحالم که هر روزنامه نگاری با طی کردن رویه های احقاق حقوق خود می تواند همکاران نیازمند دیگری نیزرا یاری دهد، به عبارتی این کار خود یک نوع کارگاه آموزشی است، نمونه های احکام صادره از دادگاه های کار تهران و شهرستانها برای روزنامه نگاران می تواند الگوی مناسبی برای آشنایی باحقوق حوزه کار و کارگری باشد . واما این تازه آغاز راه است چرا که خیلی از روزنامه نگاران در مواجهه با برخی ازمدیران مطبوعاتی نمی دانند چه چیز هایی را بر روی کاغذ بیاورند و یا در انعقاد قراردادها بر سر چه موضوعاتی توافق کنند تا در صورت بروز اختلاف بتوانند حق خود را بگیرند . روزنامه نگاری نقل می کرد که با دستمزد 200 هزار تومانی در ماه، صفحه بخش بین الملل روزنامه ای را منتشر می کند و یا روزنامه نگاری بعداز 6 ماه نتوانسته بود حق التحریر خود را از روزنامه های اصلاح طلب بگیرد! کارمندی نیز در شهرستان ماهیانه 30 هزار تومان حقوق دریافت می کردکه با مشاوره ها توانست حدود 10 میلیون تومان از کارفرما خسارت بگیرد . وکیل سیار روزنامه نگاری در عین تلخی ها، شیرینی هایی هم در پیدارد ، بخصوص وقتی در شکوائیه ای پیروز میدان باشی . بگذریم که برای برخی از وکلای روزنامه ها در دادگاه های کارچهره شناخته شده ای هستم و به همین خاطر از برخی دادگاه ها اخراج می شوم اما با سماجت و مشاوره در هنگام برگزاری دادگاه ، وضعیت موجود را هدایت می کنم . با این حال اغلب برای هیات های تشخیص و حل اختلاف ادارات کار تعجب آور است که بنده و دوستانم بدون دریافت ریالی از در ادرات کاربالا و پایین می رویم ، مهم نیست آنها چه فکری در باره من و دوستانم می کنند مهم این است که حقوق روزنامه نگاران بیکار و اخراجی گرفته شود . چندی قبل به همراه روزنامه نگاری برای دریافت حقوق معوقه او از سایت منسوب به کارگران بعداز 8 ماه، حکم توقیف اموال گرفتیم ، که بعدها حقوق عقب افتاده اش را تا ریال آخر پرداختند، بی سبب نیست که گفته اند،" گر صبر کنی زغوره حلوا سازی" . بهرحال این هم نوعی حق طلبی است از جنس روزنامه نگاری . ¤ نوشته شده در ساعت ٩:۱٦ ب.ظ توسط هوشنگ صدفی ![]() جمعه ٦ دی ۱۳۸٧ روزنامه نگاران معترض نیامدند!
این یادداشت کوتاه در باره "همایش یک روزه حقوق کار و تامین اجتماعی " برای سایت انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران نوشته شده بود که عینا آن را در وبلاگ دالغا نقل می کنم : قرار بود روزپنجشنبه پنجم دی ماه ،کارگاه حقوق کار و تامین اجتماعی با حضور آقای ایزد خواه در سالن همایش های انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران برگزار شود اما به دلایلی نامعلوم روزنامه نگاران معترض نیامدند ، شاید اغلب روزنامه نگاران معترض غائب اعتقاد داشتند که نیازی به حضور در این جلسات صنفی ندارند و بیش از همه به مضامین حقوقی و صنفی در حوزه روزنامه نگاری واقفند. با این حال آیدین فرنگی، از روزنامه نگاران استان اردبیل، با سختی راه و دشواری های سفر زودتر از بقیه خود را به این همایش رسانده بود ، او که تجربه حق و حقوق صنفی خود را در طول دوماه اخیر از روزنامه های اعتماد و سرمایه را به صورت عینی تجربه می کند در طول این مدت توانسته با همیاری اعضای کمیته حل اختلاف انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران، دستمزد روزنامه سرمایه را تسویه کند هرچند که هنوز برای دریافت حق الزحمه روزنامه اعتماد پیگیری های لازم هم چنان ادامه دارد. اما انتظار این بود که روزنامه نگاران پایتخت نشین، بخشی از وقت خود را به این نوع همایش های تخصصی اختصاص دهند تا در مواجهه با مشکلات صنفی به راحتی از عهده چنین مشکلاتی برآیند. به رغم چنین اعتقادی بعید می دانم که بخش زیادی از روزنامه نگاران از ساده ترین حقوق کار و تامین اجتماعی خود باخبر باشند مراجعه روزنامه نگاران به کمیته حل اختلاف و گلایه های وبلاگی آنان از نادیده گرفته شدن حقوق مطبوعاتی و صنفی رو نشان می دهد که هم چنان بخش زیادی از روزنامه نگاران ایران از بدیهی ترین حقوق خود در قوانین کار و تامین اجتماعی این کشور بی خبرند! اما وقتی پای گرفتن حق و حقوق صنفی از روزنامه های راست و ناراست به میان می آید به طرح منطقی و قانونی خواسته ها عملا به هیاهوی صنفی در وبلاگ ها و محافل روزنامه نگاری دست می زنند و در این میان هریک از آنان به فراخور آشنایی با کارکردهای انجمن صنفی و اختلاف سلیقه با هیات مدیره آن ، این تشکل صنفی را آماج حملات خود قرار می دهند . حقیر علاوه بر فعالیت صنفی در انجمن صنفی،عضو هیات مدیره یکی از مجتمع های مسکونی تهران هستم به همین دلیل هنگام دریافت ماهیانه حق شارژاز ساکنان اغلب با گلایه های آنان در زمینه نبود امنیت و خدمات شهری مواجه می شوم چندی قبل یکی از ساکنان به دلیل سرقت از اتومبیلش از پرداخت آبونمان ماهانه طفره می رفت بعدا درگفتگو با او ، وی اقناع شد که متولی امنیت و خدمات شهری در پایتخت وزارت کشور شهرداری است و نه اعضای هیات مدیره مجتمع و نگهبان مجتمع مسکونی. بنابراین طرح این نکته که اعضای هیات مدیره انجمن صنفی در قبال دریافت حق عضویت از اعضا متولی رفع و رجوع حقوق شهروندی انان هستند شاید انتظار غیر معقولی باشد درست است که انجمن در قبال نادیده گرفتن حقوق صنفی اعضا از ناحیه هر مدیرمسئول روزنامه های راست و ناراست و مدیران دولتی مسئول است اما بدین معنی نیست که در مراجع قانونی کار ازجانب وی شکایت کند و برای دریافت حقوق صنفی او یک طرفه وارد ماجرای دعوا شود ، چرا که نه قانون و نه عرف اجازه چنین حقی را به تشکل های صنفی نمی دهنداما انجمن صنفی موظف است در راستای آیین نامه ها و قوانین کار در طول روند دادرسی به اعضا انجمن، خدمات مشاوره ای و حقوقی بدهد و چه بسا در این زمینه با مدیران مسئول روزنامه های راست و ناراست هم برای دریافت حقوق صنفی اعضا وارد گفتگو شود. حتی در گرفتن حق ارث ،افراد ذینفع نیز با توجه به قید عنوان فرزندان در شناسنامه والدین، تا زمانی که به مراجع حقوقی ذی صلاح شکایت نکرده اند نمی تواننداز حق پدری و مادری خود بهره مند شوند بنابراین در هنگام مواجه شدن با مقوله اخراج ، بیکاری و استعفا از مطبوعات در همان روزهای آغازین توصیه می شودبا اعضای کمیته حل اختلاف مشاوره نمایید تا در کوتاهترین زمان دادرسی به حقوق صنفی خود دست یابید. ¤ نوشته شده در ساعت ٧:٤٥ ب.ظ توسط هوشنگ صدفی![]() شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٧ توصیه برای روزنامه نگاران اخراجی و مستعفی
حرفه ما خبرنگاری است اما متاسفانه از کارهای انجام شده در انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران بی خبریم. ارتباط برخی روزنامه نگاران آن چنان با این انجمن گسسته است که با میزان انتظارات شان در مواقع نیاز همخوانی ندارد. از سال 86 تا کنون، ده ها روزنامه نگار به کمیته حل اختلاف انجمن صنفی شکایت کردند که از طریق انجمن صنفی شکایت شان به نتیجه رسید. طبیعی است روزنامه نگارانی که به انجمن صنفی مراجعه نکرده اند، کاری برایشان انجام نشده. نکته ظریف تر این است که برخی از ما روزنامه نگاران باسواد و روشنفکرحاضر نیستیم رفتار حرفه ای خود را در روزنامه هارعایت کنیم. در جوانی که کارگر ساختمانی بودم. روزی با بنای ساختمان سر ساختمان نیمه کاره ای رفتیم ، ظواهر نشان میداد قبلا کسی در آنجا کار کرده و کار را نیمه کاره رهاکرده بود. بنای همراه از صاحب کار پرسید چرا کار رها شده؟ کارفرما گفت :پیش از شما بنای دیگری به آن ناخنک زده است. بنا گفت :به کار دست خورده دیگران دست نمی زنم. چرا که فردا بنای قبلی کار مرا از دیگری خواهدگرفت! حال ما خبرنگاران ،آیا تا کنون در چنین موارد مشابهی مثل آن بنای بی سواد عمل کرده ایم یا مثل سایر روزنامه نگاران باسواد و روشنفکر جای یکی از همکاران اخراجی را اشغال کرده ایم ، چند نفر از ما ازپذیرش مسئولیت همکار بی کار شده خودداری کرده ایم تا لااقل مدیران روزنامه ها متوجه بشوند با چه آدم هایی حرفه ای و اخلاقی روبروهستند؟ امروز پیش از آن که نیازمند احقاق حقوق مادی باشیم، ابتدا باید هویت صنفی مان را احیا کنیم. شأن حرفه ای را فعلاً کنار بگذاریم و به مسائل مهم تری بیندیشیم. مشکل نسل روزنامه نگاران فعلی این است که اغلب محافظه کار هستند و در عین حال دراحقاق حق تنبل تر ! هیچ گاه در باره ظلم بکار رفته به پشتوانه های قانونی بسنده نمی کنیم از این رو به صرف طرح موضوع در محافل گوناگون روزنامه نگاری دردی ازما دوا نمی شود. با نجوا کردن بایکدیگرو وبلاگ نویسی هم مشکل قانونی حل نمی شود. شاید چند نفری تماس بگیرند و دردلی هم بکنند اما اینها هیچ وقت نان و آبی برای شما نمی شوند، باید شال و کلاه کرد و راهی مراجع قانونی شد مثل خانم آموسی که یک سال برای گرفتن دستمزدش از ایلنا از رنج های وکیل آنان وبی توجهی شان خسته نشد و در نهایت اموال ایلنا را توقیف کرد و یا امیر فرض الهی که برای دریافت حق الزحمه اش حساب یکی از مسئولان دولتی را بلوکه کرد و یا من و توکلی ... ! در کمیته حل اختلاف انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران، دریافت مطالبات روزنامه نگاران بیشتر براساس قانون کار است از این رو نتیجه هم می گیریم. مطمئن باشید می توانیم با همین قانون کار ،کارفرماهای راست و ناراست را که به قانون تمکین نمیکنند پای میز عدالت بکشانیم. در کمیته حل اختلاف پرونده های زیادی را پیگیری کردیم و به نتیجه رساندیم که طرف های مقابل اغلب آدم های بانفوذی در سامانه تصمیم گیری کشور بودند ولی با این وجود بر اساس قانون، توقیف اموال برای وی گرفتیم یا اینکه از حساب بانکیاشان وبا حکم دادگاه برداشت کردیم. چون حق روزنامه نگاری را ضایع کرده بودند. بنابراین توصیه می کنم برای پیگیری شکایت ها حتماً به شکل مکتوب عمل کنید. چرا که نمی توان به گلایه های شفاهی اعتماد کرد.ناگفته نماند که برخی از روزنامه نگاران نیز از ترس کارفرمایان در مراحل بعدی شکایتشان راپس گرفته اند! نکته های حرفه ای: در پایان چند توصیه دارم که اگر روزنامه نگاران جوان و حق طلب آن را رعایت کنند، در موارد این چنینی به راحتی می توانند از طریق قانون به حق خود برسند. اول اینکه هر جا کار می کنید، کارت شناسایی بگیرید. دوم ،برای دریافت وام و کارهای مشابه سعی کنید معرفی نامه هایی برای حضور در محل کار بگیرید ویادر موارد ضروری یک استشهاد محلی با امضای 3 تا 5 نفر از همکاران شاغل روزنامه نگار مبنی بر اشتغال در آن روزنامه از نظر زمان حضور و ساعات کاری تهیه کنید.سعی کنید که استعفا ندهید، حال اگر آدم زود رنج وکم تحملی هستید حتماً استعفای خود را به صورت کتبی ارایه دهید و موافقت آن را از نظر تسویه حساب سنوات و سایرحقوق از کارفرما بگیرید. به ابلاغ های کتبی کارفرما در باره توبیخ ویا اخراج از کارتوجه کنید و هر نوشته کتبی کارفرما را در آرشیو شخصی نگه دارید . شاید همه این ها در آینده به راحتی ثابت کنند، که شما در آن جا حضور داشته اید و بنابراین کارفرما نمی تواند منکر بخشی و یا تمام سابقه شما در کارگاه خود بشود. در خصوص قرارداد نیز حتماً پافشاری کنید که نسخه ای از آن را نزد خود داشته باشید. بیمه یادتان نرود حال اگر حوصله داشتید به نزدیک ترین شعبه تامین اجتماعی مراجعه کنید و گزارش کار خود رابدهید تا بازرسان برای ارزیابی وضعیت بیمه مراجعه کنند نگران نباشید آنها شما را لو نمی دهند ! کاوس صادقلو( عضو هیئت مدیره انجمن عکاسان) درست می گفت که آگاهی روزنامه نگاران درباره مسائل صنفی بسیار کم است از این رو بهتر است انجمن صنفی یا کمیته حل اختلاف کارگاهی یک روزه در باره حقوق کار و امور صنفی برای روزنامه نگاران برگزار کندو نتیجه را به صورت جزوهای در اختیار دوستان روزنامه نگار قرار دهد. تذکر: تربیون آزادانجمن صنفی روزنامه نگاران و برخی خبرنگاران شاکی روز 9 مهر ماه در محل انجمن صنفی با حضور تعدادی از اعضای هیئت مدیره و کمیته حل اختلاف و تعداد اندکی روزنامه نگار اخراجی برگزار شد. در این نشست، روزنامه نگاران بیکارشده ای از روزنامه های اعتماد، ایران و سرمایه حضور داشتند که به طرح مشکلات خود پرداختند. ¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:٢٤ ب.ظ توسط هوشنگ صدفی![]() سهشنبه ٧ آبان ۱۳۸٧ جای خالی اخبار صنفی در سایت انجمن صنفی
با دیدن خبری در سایت انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران مجاب شدم که با خانم مفیدی و آقای مزروعی گفتگو کنم ، طرح خبر آرشیوی همشهری آنلاین در باره حسین انتظامی و شرح سفرهای مدیرعامل همشهری به هلندآن هم به صورت دو قسمت دنباله دار درسایت انجمن صنفی موجب حیرتم شد ،حیرت از این بابت که نکند از کمک های اهدایی شهرداری تهران به رسانه ها و مطبوعات ،اندکی هم به سایت انجمن صنفی روزنامه نگاران رسیده است ، حیرت آور تراز آن این که به رغم تلاش های هیات مدیره انجمن صنفی برای گفتگو با مدیران روزنامه های سرمایه واعتماد برای احقاق دستمزدهای روزنامه نگاران معترض، و خق التحریری خبری از این نوع اخبار صنفی در سایت انجمن صنفی دیده نمی شد، اما با این حال یادداشت شخصی و آرشیوی عطریانفر در همشهری آنلاین در باره انتظامی منتشر شده بود و یا سفرنامه مدیرعامل همشهری در سفربه آمستردام با آب وتاب در سایت انجمن صنفی روزنامه نگاران انعکاس یافته بود ،شگفت آور تر این بودکه خانم مفیدی و آقای مزروعی به عنوان اعضای هیات مدیره انجمن صنفی از انتشاراین دست مطالب آن هم در سایت انجمن صنفی بی خبربودند! راستی سکان دار انجمن صنفی روزنامه نگاران این روزها کیست ؟ ¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:۳٠ ب.ظ توسط هوشنگ صدفی ![]() شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٧ اتحاد روزنامه نگاران ایرانی برای حیات انجمن صنفی
بالاخره بعداز یک ماه تلاش دست اندرکاران برگزاری انتخابات انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران با مدیریت ابوالحسن مختاباد و همکاری آقایان توکلی ، عباسی فر وحمایت خانم مفیدی و اعضای هیات مدیره سابق انجمن صنفی، حدنصاب لازم برای انتخابات در نوبت دوم فراهم شد و این بار نهاد صنفی روزنامه نگاران ایران از خطر فروپاشی گریخت.با این حال فارغ از هرنوع داوری در باره موضوعات پیش آمده انجمن صنفی با وزارت کار باید پذیرفت که برخی از همکاران روزنامه نگار به رغم دغدغه های سیاسی، فرهنگی ، اجتماعی وغیره در جامعه، اغلب در مجامع رسمی انجمن صنفی حضور جدی ندارند شاید یک دلیل آن عدم شناخت آنها از مقولات صنفی روزنامه نگاری و ماهیت این نوع نهاد ها باشد ویک دلیل مهم تر آن تسامح و به عبارتی دیگر تنبلی برخی روزنامه نگاران ایرانی برای حضور درمچامع صنفی است! شاید باور نکردنی باشد، برخی از دوستان روزنامه نگار بعداز ماهها تمدید کارت عضویت ، هنوز برای گرفتن کارت تمدیدی خود به انجمن صنفی مراجعه نکرده بودند. شاید هم یک دلیل دیگر ، رشد بادکنکی جمعیت روزنامه نگاری در انجمن صنفی است ، نگارنده هم چنان از جامعه کیفی و صنفی روزنامه نگاران کماکان دفاع می کند اما با این رویه مخالفم که صرفا برای دریافت حق عضویت بیشتر به افزایش جمعیت روزنامه نگاری تکیه کنیم . تجربه یازده سال حیات انجمن صنفی نشان داد که باید منبعد به جای افزایش جمعیت روزنامه نگاربه اعضای کیفی روزنامه نگاری تکیه کنیم اگر تعداد اعضای انجمن صنفی به 900 یا 1000 نفر برسد بهتر است که 4000 نفر آمارکاغذی داشته باشیم! ناگفته نماند که در طول یک ماه گذشته، ماراتن رایزنی پشت پرده با مدیران ارشد وزارت کار توسط برخی از اعضای هیات مدیره انجمن صنفی توانست تا حدودی از کارزار تبلیغاتی ورسانه ای بکاهد. از این روامیدواریم که هیات مدیره جدید پس از شکل گیری جلسات رسمی، تدبیری برای کیفیت عضو گیری انجمن صنفی بیندیشدتا شاهد رشد بادکنکی آن نباشیم. .در خاتمه باید به دوستان قدیمی هیات مدیره انجمن صنفی که فضا رابرای حضور جوانان روزنامه نگار درهیات مدیره و بازرسی انجمن فراهم کردندخسته نباشیدباید گفت. بنابر خبر سایت انجمن صنفی ،با رای بیش از 930 عضو پیوسته انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران مجمع عمومی عادی نوبت دوم این نهاد صنفی به نصاب لازم رسید و انتخابات هیئت مدیره و بازرسان برگزار شد.بنابراین گزارش ، در این مجمع که صبح پنج شنبه 31 مرداددر تالار اصلی حسینیه ارشاد برگزار شد، ابتدا گزارش هیئت مدیره و بازرسان قرائت شد و بعد ازآن علیرضا رجایی و و مسعود هوشمند رضوی وفیض الله عرب سرخی به عنوان هیئت اجرایی برگزاری انتخابات انتخاب شدند. پس از آن رای گیری و شمارش آراء ،از میان 925 رای ماخوذه نتایج زیر به دست آمد:اعضای هیئت مدیره به ترتیب آراء کریم ارغنده پور با 746 ، ماشاءالله شمس الواعظین با 681، بهروز گرانپایه با 672، علی مزروعی با 632، عذرا فراهانی با 617، سیدابوالحسن مختاباد با 577 و ایرج جمشیدی با 482 رای به عنوان اعضای اصلی هیئت مدیره انتخاب شدند. محمد رضا مقیسه با 377 ، اسماعیل آزادی با 361 و شهریار شمس مستوفی با 293 رای به عنوان اعضای علی البدل هیئت مدیره برای مدت سه سال انتخاب شدند.برای بازرسان هم دلبر توکلی با 709 رای، مهرداد خدیر با 635 و فرزام شیرزادی با 490 رای به عنوان بازرسان اصلی و محمد رضا فهمیزی و قنبر حاجی وند به عنوان بازرسان علی البدل انتخاب شدند.در صورتی که تعداد حاضران در مجمع ،اعم از حضوری و وکالتی به عدد 1085(نصف + 1) میرسید مجمع عمومی فوق العاده انجمن صنفی برای اصلاح بندهایی از اساسنامه برگزار میشد که به دلیل به نصاب نرسیدن مجمع عمومی فوق العاده برای اصلاح اساسنامه برگزار نشد. حاشیه : بیشتر روزنامه های اصلاح طلب خبر انتخابات انجمن صنفی را روز شنبه دوم شهریور پوشش دادند ، انتشار خبر در روزنامه همشهری نیزاز جهتی ستودنی بود که نشانگر تغییر رویکردروزنامه نسبت به اخبارانجمن صنفی است. نکته: یکی از دوستان نسبت به کاربرد واژه سیاهی لشکر در باره برخی از دوستان روزنامه نگاردرمتن تذکر دادند که آن را اصلاح کردم ، البته منظور آن دسته از کارکنان اداری روزنامه ها بودند که در آغاز شکل گیری انجمن به مدد نامه های اداری توانستندجزو اعضای اسمی و نه واقعی انجمن صنفی شوند. واما بعد: سکوت روزنامه ها و خبرگزاری های دولتی و اصول گرا هم در باره انتخابات انجمن صنفی سرشار از ناگفته هاست، هرچند که روزنامه نگاران ایرانی روز پنجشنبه ناگفته ها را گفتند و رفتند ! ¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٤٦ ق.ظ توسط هوشنگ صدفی![]() چهارشنبه ۱٦ امرداد ۱۳۸٧ سکوت سرشار از ناگفته هاست!
هفته ای که گذشت روزهای پرجنب وجوشی برای دست اندرکاران انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران بود. هریک از روزنامه نگاران برای روشن نگه داشتن چراغ انجمن در تکاپو بودند. گروهی از دوستان به سرپرستی آقای مختاباد و همراهی آقایان توکلی و عباسی فربا تهیه اسامی روزنامه نگاران عضو و ارتباط گیری با بروبچه های شهرستانی و تهرانی تلاش می کردند که حمیت گروهی آنها را بالا ببرند تا بلکه با تشکیل نوبت اول مجمع عمومی انجمن، نظر مقامات وزارت فخیمه کار تامین شود ، گروهی دیگر نیز با همیاری خانم امامی و بنده در تکاپوی بولتنی برای روز انتخابات انجمن صنفی بودیم. رفت و آمد پی در پی روزنامه نگاران به خانه خودشان در کوچه هفتم خیابان کبکانیان نشان می داد که در گیری های لفظی وزارت کار و خبرگزاری فارس نه تنها از اهمیت ماجرا نکاسته بلکه منتقدان معتقد به بقای انجمن صنفی را هم به غیرت واداشته است ، خانم قیصری و آقای خاموشی هم به رغم انتقاد های خود به شیوه مدیریت انجمن صنفی، به تقاضای بنده برای نگاشتن مطلبی در بولتن ویژه انتخابات نظر مساعد نشان دادند و مطالبی را ارسال کردند، با این حال بنابه نظر مدیر مسئول بولتن در شرایط فعلی امکان چاپ همه آنها نبود ، با وجود انتقاد به برخی از روش های مدیریتی انجمن صنفی ، آنان معتقد بودند که قصد ندارند خانه خود را ویران کنند .فارغ از هر نوع داوری در خصوص چاپ یا عدم چاپ مطالب آنها به این نکته واقف شدم که متاسفانه برخی سیاستمدارپیشگان روزنامه نگار،از دو سال قبل قصد داشتند با جذب برخی از دوستان صادق روزنامه نگار .سیاست دیگر کنند. با این حال ،نکته ای درپس این روزهای پرجنب و جوش انجمن صنفی نهفته است که خود نشان از سیاست دیگر کشتیبان است و آن این که در هنگامه برگزاری انتخابات انجمن صنفی در روز 17 مرداد ماه ،خبرگزاری فارس و وزارت کار ، این روزها با سکوت خبری نظاره گر برگزاری مجمع عمومی انجمن صنفی هستند، راستی مگر چه اتفاقی افتاده است ؟! اخبار منتشره در روزنامه ها و سایت های خبری نیزتغییر رویکردهای وزارت کار و منتقدان را به خوبی نشان می دهد روز 13 مردادماه ، وزیر کار درگفتگو با روزنامه مردم سالاری گفته بود " روزنامه نگاران دورهم جمع شوند تا مشکل حل شود" ، ایرناهم به نقل ازتقی دژاکام روزنامه نگار نوشته: با توجه به انحلال انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران، و تلاش برای تشکیل انجمنی صنفی در جهت احقاق حقوق خبرنگاران، انجمنی جدید تحت عنوان "انجمن صنفی روزنامه نگاران و خبرنگاران ایران" تشکیل می شود. البته عباس سلیمی نمین در ادعایی غیر حقوقی به ایرنا اعلام کرده" مشکل اصلی انجمن صنفی منحله روزنامه نگاران ایران دنبال کردن منافع و مطامع حزبی بود". تکمله:البته معلوم نیست که در انتخابات انجمن صنفی ادعایی روزنامه نگاران منتقد جزو هیات مدیره آن شوند چون تعداد آنها بیشتر از 20 نفر نیست چرا که به همین تعداد شکواییه به وزارت کار ارسال شد، هر چند که تاکنون نام شاکیان انجمن صنفی به دلایلی نامعلوم برای ما ودلایل معلوم برای وزارت کار منتشر نشده است. حاشیه:یادمان باشد که روز 17 مرداد ماه برخی از روزنامه نگاران شهرستانی از کردستان، خوزستان ، زنجان ، گلستان و همه ایران سرسبز به حسینیه ارشاد خواهند آمد لذا با حضور سبزمان این همایش رسمی را پر شورتر کنیم. نکته : بیراه نیست که گفته اند:" سکوت سرشار از ناگفته هاست "! ¤ نوشته شده در ساعت ٧:۳٩ ب.ظ توسط هوشنگ صدفی![]() [ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ] |
